در دفاع از بیژن عبدالکریمی ، پاسخی به نقد سید عبدالجواد موسوی

در پی انتشار مطلبی با عنوان «آقای بیژن عبدالکریمی شما چند «من» هستید» در خبرآنلاین، آقای عبدالکریمی با ارسال متنی به قلم آقای مهرداد کاشانی که او را یکی از شاگردانش معرفی کرده، خواستار انتشار این متن شده است.

مقدمه: این یادادشت پاسخی است به نوشتۀ سید عبدالجواد موسوی با عنوان «آقای بیژن عبدالکریمی شما چند "من" هستید...» که در تاریخ شنبه، 2 خردادماه در سایت خبری خبرآنلاین منتشر گردید و با عنوان «خدمتی که بیژن عبدالکریمی به موساد می‌کند» در فضای مجازی منتشر شد. قبلاً نیز از این نویسنده متنی با عنوان «سقوط بیژن عبدالکریمی در چال‌هرز سیاست‌زدگی» در تاریخ 30 شهریورماه 1404 منتشر گردیده بود. به نظر می‌رسد متن اخیر نویسنده در انتقام‌گیری از کتابی است که سرکار خانم دکتر مریم دربانیان با عنوان «گفتمان دفاع از امر ملی و مخالفانش (عبدالکریمی؛ منتقدان و موافقانش )» در سال گذشته منتشر ساخته بود. در این کتاب عبدالکریمی به همه نقادانش پاسخ داده بود جز سید عبدالجواد موسوی، و حتی ناشر قابل ندانسته بود که تصویر این منتقد هتاک را در طراحی طرح جلد کتاب در کنار تصاویر صادق زیباکلام و احمدزیدآبادی قرار دهد. این کتاب نام سید عبدالجواد موسوی را در زمرۀ مخالفان گفتمان دفاع از امر ملی عبدالکریمی قرار داده و این نکته را برای تاریخ و آیندگان ثبت کرده است. شاید همین امر شاعر معاصر ما را عصبی کرده، وی را تا سر حد یک ژورنالیست سطحی هتاک تنزل بخشیده است. 

نقدِ اصولی، ابزارِ روشنگری است، نه سلاحی برای ترورِ شخصیت. یادداشتِ اخیر در حمله به بیژن عبدالکریمی، نمونه‌ای تمام‌عیار از «ژورنالیسمِ تخریبی» است که در آن، به‌جای مواجهه‌یِ اصولی با اندیشه، به «شمارشِ ضمایر» و «جستجویِ معایبِ شخصی» پناه برده شده است؛ تکنیکی که در سنتِ بحثِ آزاد، چیزی جز گواه بر عجزِ فکری نیست. وقتی قلمی به جایِ نقدِ استدلال‌هایِ بنیادین، در پیِ مچ‌گیری از عادت‌هایِ کلامیِ یک متفکر است، آشکار می‌شود که متولیانِ این سیاقِ نوشتاری، نه در پیِ «دیالوگ»، که در پیِ «حذفِ کلامِ دگراندیش» هستند.
این رویکرد که می‌توان آن را «نقدِ پادگانی» نامید، با ادبیاتی حذفی و تحقیرآمیز، مأموریت دارد به هر صدای متفاوتی، برچسب‌های سیاسی بزند. این یادداشت، پیش از آنکه به حیثیتِ صاحبِ اندیشه لطمه بزند، آیینه‌یِ تمام‌نمایِ فقرِ استدلال در جریانِ منتقد است. بگذارید بیژن عبدالکریمی با «منِ» خودش سخن بگوید؛ شما اگر سخنی دارید، استدلال‌تان را روی میز بگذارید، نه پرونده‌ی اخلاقی و کلامیِ فرد را!

1. وقتی «تعداد کلمات» جای «فهمِ کلمات» را می‌گیرد
نویسنده آن‌قدر درگیرِ شمارشِ ضمیر «من» در گفتارِ عبدالکریمی شده که فرصت نکرده است به عمقِ متن نفوذ کند. این سطح از تقلیل‌گرایی، مواجهه با اندیشه را به «خاله‌زنک‌بازیِ رسانه‌ای» تبدیل کرده است. کسی که برای نقدِ یک متفکر، به جای آراء او به «تعدادِ ضمایر» می‌پردازد، تلویحاً اعتراف کرده است که در برابرِ فکرِ او «خلع‌سلاح» است.

2. دیکتاتوری در لباسِ «مردم‌گرایی»
نویسنده با ژستی پوپولیستی، عبدالکریمی را به «سلبریتی‌زدگی» متهم می‌کند تا او را از دایره «مردم» بیرون بیندازد. این همان ترفندِ کلاسیکِ فاشیست‌های وطنی است: «هر که با ما نیست، یا خائن است یا دکان‌دار». نویسنده چنان در توهمِ «مالکیت بر حقیقت» غرق شده که تصور می‌کند هر کس با او هم‌نوا نباشد، لایقِ ترورِ شخصیت است. این ادبیات، نه دفاع از مردم، که لگدمال کردنِ «آزادیِ اندیشه» است.

3. تقلیلِ تفکر به «دکان‌داری»
اتهامِ «دکان‌دار» زدن به عبدالکریمی، برخاسته از ذهن‌هایِ «توطئه‌اندیش» است. برای کسی که خودش در دکانِ سیاستِ روزمره محصور شده، درکِ جایگاهِ کسی که بدونِ جیره‌خواری از قدرت یا اپوزیسیونِ نمایشی، «مستقل» حرف می‌زند، دشوار است. این حجم از خشم، بیش از هر چیز ناشی از «حسادتِ حقیرانه» به جسارتِ «تنها ماندن» است.

فرجامِ سخن: نقدی که خودکشی کرد
آنچه علیه عبدالکریمی نگاشته شده، یک «خودکشیِ ادبی» است. این یادداشت نه یک نقدِ فکری، که یک «کیفرخواستِ تهی» و «عقده‌گشاییِ رسانه‌ای» است که بیش از آنکه عبدالکریمی را رسوا کند، بن‌بستِ فکریِ نویسنده‌اش را فریاد می‌زند.
آقای منتقد! اگر عبدالکریمی «دکان‌دار» است، شما با این سیاقِ نوشتاری، «دلالِ وحشت» هستید. کسی که دستانش را با کلماتِ آلوده به ترورِ شخصیت کثیف می‌کند، هیچ صلاحیتی برای قضاوتِ «منِ» دیگران ندارد. بهتر است قبل از شمارشِ ضمیرهایِ دیگران، «شمارشِ اخلاقی» خود را در دادگاهِ وجدان انجام دهید؛ چرا که وقتی «اندیشه» در میدانِ نقد غایب باشد، «هتاکی» به تنها کالایِ موجود در بازارِ ژورنالیسمِ زرد بدل می‌شود.
 

کد مطلب 2212121

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 20
  • نظرات در صف انتشار: 18
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۱۳:۴۴ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۴
    31 5
    به هیچکدام از انتقادات پاسخ ندادید. بلکه ده ها توهین را طلبکارانه نثار منتقد کردی آن هم از زاویه خودبرتر بینی و تفرعنی که اتفاقا ستون انتقاد به شما بود. همین پاسخ نشان میدهد چقدر فیلسوف پرمایه هستید. آقای عبدالکریمی عمری را به دنبال دنیا دوید و خدا را سپاس که خواسته بنده اش را رد نکرد. قدر ی هم از خدا علم و سعادت آخرت طلب کنید. خداوند خواسته هایتان را بی جواب نخواهد گذاشت.
  • IR ۱۳:۵۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۴
    29 2
    این متن رو مشخصا خود اون عبدالکریمی‌ با است مستعار نوشته.
  • بی نام IR ۱۴:۳۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۴
    3 35
    حرفهای سطحی عبدالجواد موسوی ارزش شنیدن ندارد ،او همان کسی است که درسال ۱۴۰۱ تمام شهر را پازده بود تا ببیند در کدام خیابان بی حجاب وبدحجاب بیشتر است.
  • سکوت IR ۱۴:۳۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۴
    3 31
    احسنت. آقای موسوی مصداق اون رطب خورده ست که منع رطب می‌کنه. خودش با بدترین لحن صحبت می‌کنه بعد به بقیه گیر میده.
  • IR ۱۴:۵۳ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۴
    1 33
    عبدالکریمی با موسوی قابل مقایسه نیست. عبدالکریمی یه فلسفه دان هست. موسوی یه ژورنالیست. متاسفانه حرفهای ژورنالیستی که به مذاق ظاهر و فعلی مخاطب خوش بیاد عامه پسند تر و البته گذرا هستند. اما فلسفه ماندگار و آینده نگر
  • امین ظهورتبار IR ۱۵:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۴
    16 2
    نگاه بیژن عبدالکریمی وقتی که منتقد و آسیب شناسانه و در جهت دیدن کاستی های کشور ما بود بهتر بود و البته تاوانشم داد اخراج غیرمنصفانه از دانشگاه و همچنین مستاجر بودن و امنیت ذهنی نداشتن. من نمیدونم چه تحولی در بیژن عبدالکریمی رخ داده ولی این تحولش و ذوب شدنش در جبهه انقلاب منطقی و متناسب با دید نقادانه استاد عبدالکریمی نیست. بجز این عبدالکریمی در نقد اسیب شناسانه و مبتنی بر ساختار دیدی گسترده و دقیق داشت ولی مدتیه شاید 1-2 سال به نظرم کار دکتر عبدالکریمی شده تکیه بر الفاظ تخصصی یا گیر دادن به موارد جزئی و یه جور آشفتگی گفتمانی استاد عبدالکریمی رو فرا گرفته و مثلا شاهد اون عبدالکریمی که خیلی راحت میتونست بر شهریار زرشناس و امثال زرشناس برتری گفتمان داشته باشه دیگه نیستم. من از متون تحلیلی سید جواد موسوی هم خوشم میومد ولی حقیقتا در نقد سید جواد مقدار زیادی حب و بغض و ول کن اصل ماجرا و چسبیدن به حاشیه دیده میشه.امیدوارم موسوی عزیز در نقدهای بعدی اش تمرکز و دقت بالاتری داشته باشه تا شاهد گفتگوهای مفیدتر و سازنده تری باشیم
  • حسینی دولت آبادی از قزوین IR ۱۵:۳۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۴
    21 0
    ظاهرا قانون عوض شده! خود بیژن عبدالکریمی باید خواهان درج پاسخ با امضای خودش میشد.
  • فرید IR ۱۶:۱۶ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۴
    30 3
    خروجی همچین استادی همچین شاگردی میشود که فقط به جای دفاع فقط به نویسنده برچسبهای مختلف میزند
  • من IR ۲۰:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۴
    0 4
    عبدالکریمی درست تر میگه ولی جواب نقدهای موسوی را نداده
  • ناشناس IR ۲۰:۴۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۴
    7 0
    من سالها است که به دیدگاه‌ها ی آقای عبدالکريمی آشنا هستم،، در مورد اظهارات آقای موسوی نظر نمی‌دهم، ،اما نویسنده محترم در پاسخ بارها از عنوان متفکر استفاده کردند، نمی‌دانم با معنا و مفهوم کلمه متفکر چقدر آشنا هستند،با نگاه منصفانه بابد گفت در بکار بردن این کلمه باید خیلی تأمل کرد ، و از آن برای کسانی استفاده کرد که صاحب فکر و اندیشه نو و مستقل هستند، من از جناب عبدالکريمی فکر و اندیشه نو و مستقلی ندیدم
  • IR ۲۲:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۴
    6 0
    تمام متن را خوندم بهدجز برچسب زنی و توهین مستقیم به فرد دیگری، چیزی در مقام دفاع از عبدالکریمی نبود. خود نویسنده این متن فرافکنی کرده و بیشتر به عبدالکریمی ضربه زده
  • ناشناس IR ۰۰:۰۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۵
    7 2
    این نظر رو منتشر کن من تقریبا اکثر مصاحبه ها و گفتگو های عبدالکریمی را میدیدم و میشنیدم عبدالکریمی تا قبل از مصاحبه ای در چند سال پیش که در آن گفت من به بچه های سپاهی و بسیجی بیشتر امید و اعتماد دارم و ... چهره ای مدافع ملت و البته میانه رو داشت در عین نقد روشنفکران، حزب اللهی ها را هم نقد می کرد اما از آن مصاحبه به بعد عبدالکریمی کم کم چرخید، از ملت فاصله گرفت، نقد حزب اللهی ها جایش را به تقدیس و تشویق داد و نقد روشنفکران جایش را به هتاکی و تخریب داد. عبدالکریمی سوپر حزب اللهی شده بود اما کت و شلوار میپوشید، دیگر میانه رو نبود، وسط بازی می کرد. گفتگوی او در برنامه های آزاد را با زیبا کلام و دیگران ببینید، انگار حمید رسایی و نبویان فلسفه خوانده را میبینید. مشکل عبدالکریمی، تغییر رنگ بود، تغییر از رنگ مردمی به رنگ حکومتی. امیدوارم آنچه که چنین او را چرخاند ارزش قر دادن را از بعد منفت فردی برایش داشته باشد تا خسر فی دنیا والاخره نشود.
  • IR ۰۵:۴۸ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۵
    9 2
    چقدر خوشحالم که شما جواب دادید زیرا همین جواب نشان داد که حق با سید عبدالجواد موسوی بود.
  • IR ۰۶:۱۸ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۵
    7 0
    بنظر می رسه شاگردان استاد مثل جنابش کم طاقت و پریشان گو هستند و هر انتقاد به حق را با توپ و تانک جواب می دن . و احتمالا جناب مدافع از روی دست استادشون کپی کرده و شاید هم استاد .....
  • حسین ماهرانی IR ۰۸:۱۳ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۵
    5 0
    من احترام خواسی برای آقای عبدالکریمی قائل بودم وبه عنوان یک شخصیت علمی قابل احترام ولی زشت ترین حرفی که من ازایشان شنیدم این جمله بوده وهیچ استدلالی هم براش ندارن چون مثل افرادچاله میدانی چشم را بستند ودهان را باز کردند ودستگاه دیپلماسی را به غربزدگی متهم کردند!!!!!؟ نتیجه می گیریم که جناب استاد فلسفه نه غرب را می شناسد ونه غربزدگی را!!
  • حمید IR ۰۸:۲۳ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۵
    2 0
    قربون روی ماهت من را اصلا نخواندی منقد شما چه نوشته .برای نقد بایذ کامل بخوانی ضمیر "من" یکی از چند بود.بقول سعدی شاید"خوابیدن تو بهتر از عیبجویی است"
  • محمود IR ۰۸:۴۸ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۵
    5 1
    عبدالرحمن نیاز به ترور شخصیت نداره.خودش ،خودش را کشت.شخصیت این آدم با آنچه قبلا بود، ۱۸۰درجه تفاوت کرده. اینهمه چرخش عجیبه!! اون نقدهای بی پروا با این تمجیدهای غیراصولی همخوانی نداره. شاید فکر میکنه این جماعت با تعریف وتمجید شغل از دست رفته را بهش برمیگردونن.
  • علیرضا IR ۰۹:۱۲ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۵
    4 1
    المان یا نشانه شناختی جناب عبد الکریمی از نظر من در دو چیز خلاصه می شود نخست منزل مسکونی علی دایی دوم هایدیگر
  • IR ۱۱:۳۴ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۵
    5 1
    ما که هرچه گشتیم جز مهرداد کاشانی خواننده ، مطلبی با عنوان این جناب نویسنده متن پیدا نکردیم، برادر من، اگر می خواهی با چسباندن خودت به این و آن مشهور شوی، راهش این نیست، عبدالکریمی آنقدر منفور است که هرکسی که به او بدو بیراه بگوید چه ادبی و چه غیرادبی، مردم بهش به به و چه چه می گویند، تو خودت را قاطی بازی بزرگترها نکن ، برو با توپک خودت بازی کن برادر
  • IR ۱۱:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۵
    8 1
    آفرین ،فکر کنم نمره قبولی رو از استادت گرفتی!!