قائمی، پروین
تیتر سه وبلاگها
-
وقتی «حق بقا» در بازار سیاه پزشکان ذبح میشود
متن انتقادی زیر نسبت به بازار سیاه پزشکان، نافی زحمات پزشکان درستکار و زحمتکش این روزهای سخت در کشورمان نیست.
-
جنگ روایتها و هندسه جدید تابآوری؛
چرا در «بازی موش و گربه»، رسانه از موشک مهمتر است؟
در جغرافیای سیاسی امروز، ما با یک تناقض خیرهکننده روبهرو هستیم: ایران در «میدان» قاعده بازی را برهم میزند، اما در «رسانه» گاهی قافیه را به آماتورترین شکل ممکن میبازد.
-
چرا و چگونه ایران «قاعده بازی» جهان را برهم میزند؟
تحلیلی بر ریشههای تقابل تمدنی و سیاسی ایران در جهان معاصر
-
وارونگی منطق مادی؛ «نصرت الهی» در عصر تشتت رسانهای
سالهای متمادی، در خلوت گزیده خویش، با بیم و هراسی جانکاه به تماشای فضای سرد حاکم بر جامعه مینشستم. من، فرزند سالهای پرالتهاب ۵۰ و ۶۰، کسی که طعم شیرین «ایثار جمعی» و «یکدلی محض» را در کوچه پسکوچههای انقلاب و جبههها چشیده بود، با حسرتی عمیق به نسلهای جدید مینگریستم.
-
بازپسگیری مرجعیت فرهنگی از سلبریتیها
یکی از مهمترین نشانههای سلامت فرهنگی هر جامعه این است که مردم آن جامعه برای شنیدن، داوری و الهام گرفتن به چه کسانی رجوع میکنند.
-
سیاست در چنبر رسانهها
زمانی «ماکس وبر» سیاست را به معنای تلاش برای مشارکت در قدرت یا نفوذ در تقسیم آن تعریف میکرد. در آن دوران، ابزار این تلاش، حزب، ایدئولوژی و سخنرانیهای اقناعی بود.اما امروز، حقیقت سیاست در حال تجربه یک دگردیسی بنیادین است.
-
زیست تعلیقی؛ وقتی زندگی در فهرست انتظار میماند
این روزها بسیاری از ما نه خودمان را شکستخورده میدانیم و نه امیدوارِ پیروزیای روشن هستیم. وضعیت غالب، چیزی میان این دو است: تعلیق.
-
تجربه دو بیمار در ایران و آمریکا
روایتی واقعی از دو درمان، دو کشور، یک سرگردانی
-
خستگی جمعی؛ جامعهای که دیگر چیزی را دوست ندارد
مدتی است جامعه نه عصبانی است و نه امیدوار. نه شور اعتراض دارد و نه اشتیاق سازندگی.
-
چگونه در میانه بحرانهای امروز حقمان را مطالبه کنیم؟
مردم این روزها خستهاند؛ نه از کمطاقتی، نه از نازکنارنجی بودن، بلکه از فشاری که هیچ انسانی نباید بهتنهایی تحمل کند.
-
چرا جامعه ما به گذشته پناه میبرد؟
در روزهای پرالتهاب امروز، کافی است صفحه هر شبکه اجتماعی را باز کنید: زیر پستها پر است از حسرت، از «یادش بخیر»ها، از عکسهای سیاه و سفید کوچههای خاکی، از برنامههای تلویزیونی قدیمی، آهنگهای دهه شصت و هفتاد، از کیف مدرسههای چرمی و بستنی یخی و خندۀ بیدغدغه.
-
اندر حکایت بستن سنگ و گشودن سگ
سعدی گاهی چنان آینهای در برابر ما میگذارد که آدم از دیدن چهره خودش وحشت میکند، چون در آن نه قصه قرن هفتم که بیعدالتی امروز را میبیند.
-
اسطوره فرافکنی و مرگ اراده: از مغول تا جهان معاصر ایران
جامعهای که خود را قربانی جهان میداند
اسطوره فرافکنی و مرگ اراده: از مغول تا جهان معاصر ایران؛ تحلیل اجتماعیِ پیدایش اندیشه «گلهگزاری از بیرون» در فرهنگ ایرانی
-
رسانه و تشنگی مصرف؛ بازگشت به قناعت
در جهانی که تصویر هر روز پیش از حقیقت به ما میرسد، رسانه توانسته عطشی دروغین در جان انسان امروز بنشاند؛ عطشی نه برای دانستن و فهمیدن، بلکه برای داشتن و اندوختن. انسان مدرن هر صبح به جای آگاهی، با کمبودهای مصنوعی از خواب برمیخیزد.
-
قنات؛ راه نجات ایران در عصر تشنگی
آنچه من در این باب مینویسم قطعا تخصصی نیست و باید کسانی که در این زمینه تجربه دارند سخن بگویند؛
-
پول برای زندگی یا زندگی برای پول؟؛ حرص زر و مرگ معنا
در روزگاری زندگی میکنیم که پول، نه فقط ابزار مبادله که معیار ارزش انسان شده است.
-
سخنی با امام عدالت در روزگار اشرافیت
صبحی خاکستری بود. شهر هنوز در خواب بود و کوچهها بوی خستگی داشتند.
-
ترس از «دوستت دارم»؛ زخم خاموش نسل ما
در زمانهای زندگی میکنیم که گفتن جمله ساده «دوستت دارم» سختتر از اعتراف به شکست است.
-
لطف خدا در جهان امروز کجاست؟
گاهی آدم بیهیچ دلیل خاصی، فقط میگوید یا علی. نه برای شروع کاری بزرگ، نه از رسم تکرار.
-
ابنالوقت؛ هنر زیستن در اکنون
در روزگار حسرتهای دیروز و نگرانیهای فردا، زندگی ما بیش از هر زمان دیگری گرفتار خطای زمان است.
-
بنگر چه گفته میشود، نه چه کسی میگوید
در روزگاری که هیاهوی پیامها و نقلقولها از هر سو فرا به گوش میرسد، گاهی باید ایستاد و فقط گوش داد، نه به گوینده، بلکه به سخن.
-
انسان تنها در میان ارتباطات بیروح مجازی
در آغاز قرن بیستویکم، جهان به ظاهر بههم پیوسته است، اما دلها هرگز چنین جدا نبودهاند.
-
نظم، زبان خاموش مدنیت
« أُوصِیکُمَا بِتَقْوَی اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِکُمْ»؛ این وصیت امیرالمؤمنین(ع) در آخرین لحظات حیات دنیوی است؛ جملهای کوتاه در قامت یک رساله تمدنی.
-
عبوسگرایی فرهنگی به نام متانت و وقار
چهره عبوس، لباس تیره، و لحن مغموم سالهاست که در جامعه ما به نام «متانت» و «وقار» جا زده شدهاند.